صفحه را انتخاب کنید
فروشگاه‌های زنجیره‌ای می‌توانند به تولید داخلی کمک کنند؟

فروشگاه‌های زنجیره‌ای می‌توانند به تولید داخلی کمک کنند؟

اقتصاد پیشرفته امروز در کنار مولفه‌های متعددی که به خود اختصاص داده، بی‌شک نمی‌تواند نسبت به توزیع بی‌تفاوت باشد؛ مولفه‌ای اصلی که چرخه فعالیت‌های اقتصادی را به سهم خود می‌چرخاند.

اگرچه خرده‌فروشی‌ها و سایر عوامل دخیل در اقتصاد بخشی از این مسئولیت را به‌عهده گرفته‌اند، اما باید اذعان کرد در اقتصاد امروزی و با توجه به گستردگی جوامع نمی‌توان این مهم را تنها بر دوش خرده‌فروشی‌ها گذاشت و در همین‌جاست که سخن از فروشگاه‌های بزرگ که گاها در جوامع توسعه‌یافته به شکل زنجیره‌ای فعالیت می‌کنند، به میان می‌آید؛ فروشگاه‌هایی که در نقش یک ابزار موثر در تسهیل دسترسی مصرف‌کنندگان به کالا و مایحتاج روزمره، تامین کالا به‌طور متمرکز و حذف واسطه‌ها، سهیم‌کردن مصرف‌کننده و تولیدکننده در سود حاصل از توزیع و فروش و ثبات قیمت‌ها  ظاهر می‌شوند.

پلان نخست

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شهروند،  اقتصاد ایران نیز از شرایط حاکم مستثنا نیست و به این مهم پی ‌برده که باید از مرز سنت به سمت مدرن در گذر باشد و در این میان خرده‌فروشان برای این گذر باید مطمئن‌ترین شیوه سرمایه‌گذاری را در پیش بگیرند، یعنی رفتن به سمت فروشگاه‌های بزرگ که اصولا به شکل زنجیره‌ای اداره می‌شوند؛ مساله‌ای که صاحب‌نظران این حوزه نیز به آن اذغان دارند و بر این باورند که اگر خرده‌فروشان نتوانند مدل اقتصادی خود را تغییر بدهند، به‌طور قطع در فضای رقابتی حذف می‌شوند، اگرچه این گذر سخت و دشوار می‌نماید، اما گریزی از آن نیست، البته گام‌هایی در این مسیر برداشته شده، به‌طوری که یکی از مهمترین رویدادهای صنفی‌ سال گذشته رقم خورد و تشکیل اتحادیه فروشگاه‌های زنجیره‌ای کلید خورد، البته این گام اساسی مخالفان و موافقانی دارد که هریک دلایلی را برای نظر خود ارایه می‌دهند.

پلان دوم

واقعیتی که نمی‌توان بی‌تفاوت از کنار آن گذشت این است که حال خرده‌فروشی در ایران خوب نیست، درحالی‌که خرده‌فروشی به‌عنوان بخش اقتصادی مبنی بر بازار آزاد در کشورهای مختلف برای تعداد زیادی اشتغالزایی کرده است -بیش از ٢٠میلیون کارگر در آمریکا به واسطه این بخش مشغول به کار هستند- البته هستند جوامعی که به اهمیت فروشگاه‌های زنجیره‌ای پی‌برده و به همین‌ منظور به  سمت رشد سریع آن اهتمام گماشته‌اند- هند طی سال‌های ٢٠٠١ تا ٢٠٠۶ این فروشگاه‌ها را از حدود ٣میلیون به بیش از ١٣میلیون ارتقا داده است-  و این درحالی است که تجمیع واحدهای خرده‌فروشی و گسترش فرهنگ استفاده از فروشگاه‌های زنجیره‌ای به دلیل نبود انسجام و سازماندهی خاص نادیده گرفته شده است. مسأله‌ای که بدون‌شک ابزار مهمی برای کنترل هرج‌ومرج در بازار خرده‌فروشی به شمار می‌آید و کمک می‌کند اقتصاد راه توسعه و حضور فناوری را همگام با توسعه فناوری‌های اطلاعاتی و تغییرات راهبردی مهم در نظام توزیع سنتی بپیماید.

پلان سوم

در بازار داغ آمدن یا نیامدن فروشگاه‌های زنجیره‌ای گروهی بر این باورند که تاسیس این فروشگاه‌ها با پیروی از سیاست تشویق تجمیع سرمایه‌های کوچک به بنگاه‌های کوچک ضربه نمی‌زند، درحالی‌که گروه آن سوی میدان بر این باورند که فروشگاه‌های بزرگ از شرایط تخفیف برخوردارند و باعث جذب مشتری می‌شود، درحالی‌که رعایت قوانین و مقررات موجود در حوزه بنکداری رقابت دو بخش را فراهم می‌آورد، البته گروه موافق بر این باور است که راه‌حل اساسی نوین‌سازی صنف‌های مخالف فروشگاه‌های زنجیره‌ای است، چون فروشگاه‌های زنجیره‌ای یکی از الزامات شهرهای بزرگ است.

پلان آخر

فروشگاه‌های زنجیره‌ای در میان اهداف بی‌شماری که برای توسعه اقتصادی دنبال می‌کند، حمایت ملی و فرهنگ‌سازی مصرف کالاهای ایرانی را نیز نشانه رفته، به‌طوری که بسیاری از کالاهای عرضه‌شده در این فروشگاه‌ها تولید داخل است، البته برای فروش این کالاها برخی سیاست‌های فروش نیز درنظر گرفته شده است. تا به مرور زمان این فرهنگ جا بیفتد، ادامه این رویه در گذر زمان کمک می‌کند تا تقاضاها مدیریت شوند؛ مدیریتی که می‌تواند محیط‌زیست را نیز مدنظر قرار بدهد.

پیشینه

قدمتی ۶٨ ساله

قدمت فروشگاه‌های زنجیره‌ای به سال‌های دور برمی‌گردد، به دورانی که پس از سال‌ها این فروشگاه‌ها به اقتصاد ایران پا گذاشتند آن هم با نام فروشگاه‌های تعاونی مصرف سپه. فروشگاه‌هایی که تاریخ تولدشان به‌ سال ١٣٢٨ برمی‌گردد؛ فروشگاه‌هایی که به وجود آمدند تا نقشی در توزیع کالا بازی کنند، توزیع کالاهای خوراکی با قیمت ناچیز در ازای بن کالا، نقشی که وضع نابسامان اقتصادی و ساختار نامناسب نظام توزیع سنتی نگذاشت به خوبی ایفا شود، البته قصه این فروشگاه‌ها به این‌جا ختم نشد و عدم‌دخالت مستقیم دولت سبب شد ارگان‌ها و سازمان‌های مختلف به این حوزه ورود پیدا کنند و برای همین اقتصاد شروع به تجربه اتکا و قدس کرد؛ فروشگاه‌هایی که در سال‌های ١٣٣۴ و ١٣۵٢ به وجود آمدند تا به کارکنان ارگان‌ها و نهادهای متولی خدمات‌رسانی کنند، البته درنهایت دولت با توجه به نابسامانی نظام توزیع کالا به احداث فروشگاه‌های زنجیره‌ای روآورد تا این‌که در‌ سال ١٣٧٢ در احداث این فروشگاه‌ها شهرداری پیشگام شد و نام فروشگاه‌های شهروند سر زبان‌ها افتاد و شاید محبوبیت این فروشگاه‌ها بود که بخش خصوصی را به سرمایه‌گذاری در این بخش ترغیب کرد و حاصل آن احداث فروشگاه‌های پروما در ‌سال ٧٩ در مشهد بود. فروشگاه‌های زنجیره‌ای طی تمام سال‌هایی که از عمرشان می‌گذرد فراز و فرودهای زیادی را پشت‌ سر گذاشته‌اند، به‌طوری که در ‌سال٨۴ شرکت‌های خارجی نیز به این حوزه ورود کردند و نخستین‌بار یک فروشگاه فرانسوی اماراتی مجوز تاسیس در ایران را گرفت و به این ترتیب ‌هایپراستار در غرب تهران افتتاح شد؛ فروشگاه‌هایی که زمین موردنظر خود را برای ٢٠سال از شهرداری اجاره کرده است.

نظر موافق

از این ماجرا گریزی نیست

علی فاضل- رئیس اصناف کشور

بحث تولید داخلی یکی از مباحثی است که در اقتصاد همیشه مطرح بوده و پرداختن به آن بی‌شک آثار مثبتی بر اقتصاد خواهد گذاشت، اگرچه در میان ابزارهای دخیل در این مسأله بتوان به فروشگاه‌های داخلی اشاره کرد؛ در بحث تولید داخلی شاید یکی از ابزارها بحث گسترش فروشگاه‌های داخلی باشد که البته خیلی نمی‌شود به این حرف تکیه کرد. علی‌ فاضل، رئیس اصناف کشور صحبت‌هایش را این‌گونه ادامه می‌دهد که بحث حمایت از تولیدات داخلی، بحث دیگری است. اگرچه فاضل بر این باور است که این‌که فروشگاه‌های زنجیره‌ای در کشور به ‌عنوان یک ضرورت تشخیص داده شوند، به‌خصوص برای کلان‌شهرها و در کنار این مجموعه برای دادن خدمات بهتر به مصرف‌کننده، امری اجتناب ‌ناپذیر است. شاید در این میان برخی به صدمه بنگاه‌های کوچک اشاره کنند و عامل دخیل اصلی را تشکیل فروشگاه‌های زنجیره‌ای بدانند اما باید اذعان کرد که در این‌که احداث فروشگاه‌های زنجیره‌ای به بنگاه‌های کوچک صدمه می‌زنند، شکی نیست و این احتمال وجود دارد، اما نباید فراموش کرد که گریزی از این اتفاق نیست و باید اتفاق بیفتد، به همین جهت سفارش و توصیه ما به دوستانی که در بنگاه‌های کوچک هستند، ایجاد شرکت‌های بزرگ و تجمیع فروشگاه‌های کوچک به صورت زنجیره‌ای است. البته رئیس اصناف کشور در کنار این مسأله موضوع برندسازی را اساسی و مهم دانسته و می‌گوید: شرکت‌های کوچک در کنار تجمیع و ایجاد شرکت‌های بزرگ باید از مسأله برندسازی غافل نشوند و این مسأله را در دستور کار خود قرار بدهند. ما به دوستان‌مان سفارش کرده‌ایم بعضی از این برندها الان در بحث ایجاد فروشگاه‌های زنجیره‌ای فعال شده‌اند، فکر و کار بسیار خوبی است. فاضل در ادامه می‌افزاید: در گسترش فروشگاه‌های زنجیره‌ای باید یک مطلب را دور از ذهن نگه نداریم و آن هم این است که بنگاه‌های کوچک نباید در این عرصه صدمه ببینند، چون بحث اشتغال و حفظ سرمایه‌های کوچک جزو اصولی است که ما حتما باید رعایت کنیم. در میان مباحث مطرح‌شده جذب سرمایه‌گذاری خارجی مطرح می‌شود به این معنا که سرمایه‌گذاران خارجی فروشگاه‌های زنجیره‌ای را در داخل ایجاد کنند، اگرچه به شخصه با سرمایه‌گذاری خارجی و جذب این بخش از سرمایه مخالفتی ندارم، چون بر این باور هستم که می‌تواند به نفع اشتغال داخلی تمام شود، اما نکته‌ای که به آن اصرار دارم این است که درحال‌حاضر ضرورتی به در پیش گرفتن این رویه وجود ندارد، چون ما از پتانسیل تعداد بالای فروشگاه‌های داخلی برخوردار هستیم که به صراحت می‌توان گفت از نرم جهانی نیز بالاتر است. می‌شود از همین پتانسیل برای ایجاد فروشگاههای بزرگ و زنجیره‌ای در غالب سرمایه‌گذاری‌های مشترک بهره برد، چون یقینا این مسیر درنهایت به نفع اقتصاد داخلی خواهد بود. بحث ورود به این حوزه به دست سرمایه‌گذاران داخلی یقینا به نفع اقتصاد کشور خواهد بود، به‌خصوص تولید داخلی، یعنی حفظ حداقل موقعیت فعلی تولیدات داخلی و گسترش این تولیدات و ترغیب و تشویق مصرف‌کننده به مصرف تولیدات داخلی یقینا با ایجاد سرمایه‌گذاری بنگاه‌های کوچک و متوسط در کشور به نظر میسرتر است و قابلیت بهتری در سایر سرمایه‌گذاری‌ها خواهد داشت. فاضل در پایان اشاره‌ای به فروشگاه‌های محلی می‌کند و می‌افزاید: در حال حاضر فروشگاه‌های محلی را داریم که با برندهای داخلی کار می‌کنند و چند‌سال است که پا گرفته‌اند. این نشان داده که اگر همین روند و شیوه را به صورت گسترده‌تر و جامع‌تر در سطح شهرها داشته باشیم، یقینا هم به نفع سرمایه داخلی و هم تولید داخلی است.

نظر کارشناس

فرهاد رمضان- مدیرعامل سابق مینو

تشکیل فروشگاه‌های زنجیره‌ای یکی از مسیرهایی است که کشورهای توسعه ‌یافته آن را طی کرده و از مزایای آن بهره می‌برند؛ مسیری که بی‌شک کشورهای درحال توسعه‌ نیز باید آن را طی کنند. فرهاد رمضان، مدیرعامل سابق مینو در ادامه صحبت‌هایش می‌افزاید: وقتی فروشگاه‌های زنجیره‌ای تشکیل می‌شوند چند اتفاق می‌افتد نخست این‌که بازار مطمئنه‌ای برای فروش محصولات ایجاد می‌شود. وقتی یک شرکت تولیدی در هر صنفی بخواهد کالای خود را بفروشد اگر خواهان پوشش سطح شهر باشد باید ناوگان عظیم حمل‌ و نقل را تدبیر کند تا بتوانند یک جغرافیا را تحت‌‌پوشش قرار داده و بازاریابی کنند. در چنین شرایطی چند اتفاق می‌افتد؛ یکی تعدد و تکثر خودروهایی است که به این منظور در شهر تردد می‌کنند و آلودگی و ترافیک نخستین دردسرهایی است که ایجاد می‌کنند، این درحالی است که این مسیر پردردسر کاملا سنتی است. مدیرعامل سابق مینو بر این باور است که طی چنین مسیری گاها ایجاد رقابت منفی می‌کند، رقابت منفی‌ای که حاشیه‌هایی را نیز در پی دارد. درواقع نوعی قانون نانوشته در میان عوامل دخیل در این مسأله مطرح می‌شود که آن نیز به نوبه خود مشکلاتی همانند حاشیه سود کمتر و سایرمسائل را به وجود می‌آورد. یکی دیگر از آثار مهم چنین رویکردی فرار مالیاتی است که عواقب آن بر اقتصاد بر کسی پوشیده نیست. رمضان طی چنین پروسه‌ای را به ضرر مشتری دانسته و عنوان می‌کند: در چنین رویه‌ای از آن‌جا که تولیدکننده حاشیه سود کمتری دارد، سعی می‌کند با بازی با بهای تمام‌شده به حاشیه سودی مناسب دست بیابد تا بتواند در بازار به اصطلاح عامه خود را سرپا نگه دارد. در چنین شرایطی مغازه‌دارها بیشترین حاشیه سود را از آن خود می‌کنند و در این میان مصرف‌کننده به لحاظ کیفیت و کنترل کمترین عایدی را دارد، به همین منظور ایجاد فروشگاه‌های زنجیره‌ای مثمرثمر خواهد بود. در چنین شرایطی تولیدکننده و فروشنده براساس یک توافقنامه همکاری می‌کنند و در چنین شرایطی تخلف در معامله به صفر می‌رسد و تخفیفات، تبلیغات و برگشت محصول تابع یک‌سری استانداردها و قوانین بازرگانی صورت می‌گیرد و از همه مهمتر با کاهش سطح ترافیک و ادبیات مدرن توزیع و فروش کالا مواجهه می‌شویم. مدیرعامل سابق مینو اشاره‌ای به فروشگاه‌های بزرگ می‌کند و ادامه می‌دهد: در یک فروشگاه بزرگ که تعداد آنها در تهران هم کم نیست، توزیع‌کننده و… به شکل مدرن کالاها را طبقه‌بندی می‌کنند، به‌گونه‌ای که کالاها و محصولات به بهترین شکل به مصرف‌کنندگان عرضه شوند. در این میان اگر به پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این مسأله توجه کنیم باید عنوان کرد که به لحاظ اقتصادی توزیع عادلانه حاشیه سود بین مصرف‌کننده و تولیدکننده تقسیم می‌شود و دوم این‌که کاهش تردد وسایل جاری در امور بازرگانی خرده‌فروشی را شاهد نیستیم. رمضان یکی دیگر از مزایای فروشگاه‌های زنجیره‌ای را تجمیع کالا برای ارایه به مصرف‌کنندگان عنوان می‌کند و می‌گوید: در فروشگاه‌های زنجیره‌ای تقاضاهای پنهان مشتریان مشهود می‌شود و این فروشگاه‌ها این توانایی را دارند که آنها را به مصرف‌کنندگان عرضه کنند.

نظر مخالف

به شرط انحصاری نشدن

مهدی‌ پازوکی-  اقتصاددان

فروشگاه‌های زنجیره‌ای در دنیای توسعه‌یافته سال‌هاست به شکل کارآمدی عمل می‌کنند تا با توجه به تخصصی ‌شدن امر توزیع و فروش و به اصطلاح سیستمی ‌شدن شبکه توزیع نقش بسزایی در خدمت‌رسانی به مصرف‌کننده داشته باشند. با توجه به کاهش هزینه‌های سربالا کالا می‌تواند با قیمت مناسب‌تری به دست مصرف‌کننده  برسد و زمینه برای بالا رفتن رفاه مصرف‌کننده مهیا شود. مهدی پازوکی، اقتصاددان در ادامه صحبت‌هایش می‌افزاید: عملی‌شدن این موارد شرطی دارد که باید با حساسیت به آن پرداخت؛ این‌که این فروشگاه‌ها انحصاری نباشند، به این معنا که گروه‌های مختلفی بتوانند با هم رقابت کنند. پازوکی حتی برای موافقت با تاثیر فروشگاه‌های زنجیره‌ای در تولید داخل شرطی را عنوان می‌کند و می‌گوید: یکی از شروط این تاثیرگذاری ایجاد رقابت سالم بین این فروشگاه‌هاست، درواقع برندهای مختلفی که وارد این عرصه می‌شوند بتوانند با هم رقابت کنند، البته شرط اساسی و مهم که باید از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شود این است که این فروشگاه‌ها دچار انحصار نشوند. چه انحصار بخش دولتی، چه بخش خصوصی. واقعیت امر این است که انحصار اقتصادی عامل بسیار مخربی است. این اقتصاددان به تجربیات کشورهای دیگر اشاره‌ای می‌کند و می‌افزاید: فروشگاه‌های زنجیره‌ای در کشورهای توسعه‌یافته با بسته‌بندی‌های مختلف، هزینه پایین‌تر  و حاشیه سود کمتر برای افزایش فروش میان مصرف‌کنندگان محبوبیت یافته‌اند، البته نباید از نظر دور داشت خدماتی که این بخش‌ها ارایه می‌دهند، به نفع مصرف‌کنندگان است. این تجربه درحال‌حاضر عمری در حدود نیم‌ قرن دارد. پازوکی بر این باور است که فروشگاه‌های زنجیره‌ای قطعا می‌توانند به تولید داخل کمک کنند، البته دوباره باید شرطی را عنوان کرد؛ این‌که بتوانند تولید داخل را با تبلیغ مناسب و بسته‌بندی زیبا به مصرف‌کننده ارایه کنند؛ اگرچه ارتقای کیفیت یکی از فاکتورهای اساسی است که نباید فراموش شود یا نادیده گرفته شود. درواقع اگر تولید داخل نتواند از لحاظ کیفیت رقابت کند و قیمت‌ تمام‌شده بالا عرضه شود این مسیر ابتر باقی می‌ماند، چون رقابت زمانی به نفع مصرف‌کننده و تولیدکننده است که کالای باکیفیت و قیمت تمام ‌شده پایین عرضه شود. پازوکی با تاکید دوباره بر انحصار طلبی در اقتصاد می‌گوید: نباید فراموش کرد که انحصار دمار از روزگار تولید درمی‌آورد. من با انحصار و عدم‌ رقابت مخالف هستم، هم انحصار خطرناک است و کمکی به تولید نمی‌کند، هم عدم وجود رقابت و هم عدم وجود شفافیت. بنابراین باید گفت حق مصرف‌کننده است که از بازار اطلاعات کامل داشته باشد و بنگاه‌ها با هم رقابت کنند، چون هرچه رقابت بیشتر باشد به نفع مصرف‌کننده است. دنیای جدید به این فروشگاه‌ها نیاز دارد. این سیستم توزیع جدید به رونق تولید ملی کمک می‌کند. به‌عنوان مثال شیر کالایی است که همه اقشار با هر گروه سنی‌ای به آن نیاز دارد. اگر این کالا که انحصاری نیز نیست از سیستم توزیع خوبی برخوردار شود، همه افراد می‌توانند این محصول را با کیفیت بالا و قیمت مناسب استفاده کنند. واقعیت اقتصاد این است که هرچه زمینه رقابت بنگاه‌ها فراهم شود و سیستم توزیع سالم باشد، درنهایت دو گروه مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان به نتیجه دلخواه دست می‌یابند. اقتصاد سنتی ما با مشکل توزیع روبه‌رو است؛ واقعیتی که نمی‌توان آن را کتمان کرد.

تجربه دیگران

فروشگاه‌های جهانی

قرن هجدهم در کنار تمام حوادث و اتفاقات بزرگ خود تاسیس فروشگاه‌های بزرگ را دید؛ فروشگاه‌های بزرگ و چندمنظوره‌ای که هنری‌ وارتون اسمیت نخستین‌بار در‌ سال ١٧٩٢ در لندن تاسیس کرد تا این راه توسط بازرگانی به نام آریستید بوسکیو ادامه پیدا کند و بن‌مارشه را برای فروش اجناس خرازی و پارچه راه‌اندازی کند، البته در ‌سال ١٨٧٩ نیویورک شاهد تاسیس نسل نخست سوپرمارکت‌های امروزی بود؛ ایده‌ای که پاسیفیک آتلانتیک عملی کرد، اگرچه این روند سرعت قابل ‌ملاحظه‌ای به خود گرفت و مورد استقبال مشتریان قرار گرفت و این‌گونه فروشگاه‌های زنجیره‌ای پای خود را در زندگی مردم باز کردند تا جایی که حالا برخی از آنها نام‌شان در جای‌جای دنیا شنیده می‌شود؛ وال ‌مارت فروشگاه‌هایی زنجیره‌ای است که با شعار «هر روز با قیمت ارزان‌تر» جای خود را در اقتصاد پیدا کرد، به‌طوری که در‌سال ٢٠١١ جزو ١٠٠بنگاه برتر شد. وال مارت از آن دست فروشگاه‌های زنجیره‌ای است که توانسته برای نیروی متخصص اشتغالزایی کند؛ رویه‌ای که تحقیقات نشان از هزینه‌کرد میلیونی در آن دارند، البته این فروشگاه‌ها برای کارکنانش تسهیلاتی را نیز در نظر گرفته تا روند کارایی آنها را ارتقا بدهد؛ دادن کارت‌هایی برای خریدهای فصلی با تخفیف. اگرچه اینها تنها شگرد این فروشگاه‌ها نیست و برای پایین آوردن قیمت‌ها راهکارهای متعددی را به کار گرفته‌اند تا همیشه مشتریان رضایت داشته باشند. به‌عنوان مثال وال مارت بخشی از ناوگان حمل ‌و نقل را به تملک خود درآورده تا بتواند هزینه‌های مبادله‌ای را کاهش دهد. کروگر فروشگاه‌ دیگری است که به‌عنوان دومین بنگاه برتر آمریکا و دنیا شناخته می‌شود، البته این فروشگاه با توجه به این‌که هیچ شعبه‌ای در کشورهای دیگر ندارد با ویژگی‌های خاصی که دارد توانسته خود را در دنیا مطرح کند. یکی از ویژگی‌های خاص کروگر این است که تعدادی کارخانه را به تملک خود درآورده تا بتواند روی تولید، فرآوری و بسته‌بندی آنها نظارت داشته باشد، به‌طوری که بازرسان فروشگاه دایما این کارخانه‌ها را رصد می‌کنند تا مشکلی از لحاظ بهداشتی و ایمنی و سلامتی برای مصرف‌کننده وجود نداشته باشد و برای همین تعامل خوبی با مصرف‌کننده‌گانش دارد. تسکو نیز یکی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای است که در دنیا به شهرت رسیده است؛ فروشگاهی که در ابتدای امر کارش را از بریتانیا شروع کرد و حالا در کشورهای مختلف نیز شعبه دارد. تسکو بر این باور است که فروشگاه باید خدماتی ارایه بدهد متناسب جمعیت به لحاظ سنی تا از این طریق بتواند مشتریان را متقاضی کالاهای خود کند، اگرچه تسکو دیدگاه‌های زیست‌ محیطی را نیز لحاظ می‌کند و بر اساس آن سعی می‌کند ضایعات را کاهش دهد. یکی از کارهای جالب این فروشگاه فرستادن کادوی تولد برای مشتریان است.

نگاهی به خرده فروشی در جهان

نگاهی به خرده فروشی در جهان

خرده فروشی چیست؟

خرده فروشی شامل فروش کالاها و اجناس فیزیکی برای مصرف مستقیم توسط خریدار است که از محلی معین، همچون فروشگاه، بوتیک یا کیوسک، یا از مرکز خرید، در قالب بخش‌های کوچک یا منفرد تهیه شده باشد.
خرده فروشی می تواند شامل خدمات فرعی همچون تحویل باشد. خریـداران میتوانند افراد یا سـوداگری ها باشنـد. در بازرگانـی، خرده فروش، کالاها یا محصولات را در مقادیر زیاد از سازندگان می خرد (مستقیما یا از طریق عمده فروش،) و سپس مقادیر کمتر را به مشتری نهایی می فروشد. مؤسسات خرده فروشی اغلب مغازه یا فروشگاه خوانده می شوند. خرده فروشان در انتهای زنجیره تأمین قرار دارند. بازاریابان سازنده، به فرآیند خرده فروشی بعنوان بخش لازم راهبرد کلی توزیع می نگرند. همچنین عنوان خرده فروش به شرایطی که در آن ارائه کننده خدمات به نیازهای تعداد زیادی از افراد خدمت می رساند نیز اتلاق می شود.

 

تاریخچه

۱۹۲۰-۱۹۲۹ رشد سریع فروشگاه های زنجیره ای

دهه ۱۹۳۰ رشد سریع سوپرمارکت ها. ظهور جایگاه های پمپ بنزین

افتتاح نخستین مراکز خرید مدرن

دهه  ۱۹۴۰ احیای خرده فروشی پس از جنگ

دهه  ۱۹۵۰ رشد دراگ استورهای سلف سرویس

دهه  ۱۹۶۰ افتتاح نخستین ابر بازارها (سوپرمارکت های بزرگ)

استفاده از نخستین دستگاه های اسکنر بارکد

دهه  ۱۹۷۰ توسعه مراکز فروش خانگی

دهه  ۱۹۸۰ آغاز دوره ادغام ها و اکتساب ها در خرده فروشی

دهه ۱۱۹۰ جهانی شدن خرده فروشی، آغاز خرده فروشی الکترونیکی، فروش الکترونیکی نخستین کتاب توسط آمازون

دهه ۲۰۰۰ آغاز بکارگیری یورو در اروپا، ایجاد یک بازار واحد عرصه فعالیت فروشگاههای مدرن خرده فروشی (یک فروشگاه با چندین بخش مختلف) و فروشگاه های زنجیره ای (یک فروشگاه با واحدهای گوناگون در نقاط مختلف) از نیمه دوم قرن نوزدهم آغاز شد.

رشد سریع و موفقیت اولیه این مفاهیم ناشی از انقلاب صنعتی و توسعه راه آهن بود که امکان تولید انبوه کالا و توزیع گسترده آن ها را فراهم ساخته بود. در این عرصه تبلیغات گسترده، حساب های گوناگون بانکی و سیاست های رسمی سودآوری نیز خرده فروشی یک موضوع ذاتا بومی تلقی می شد زیرا همواره معرفی شدن، نیازمند شناخت نیازها و عادات گروه های خاصی از مشتریان بود.

خرده فروشی کاری دشوار بر مبنای منطق های جهانی بود و شکست بسیاری از افراد که برای خرده فروشی تلاش کرده بودند، شاهد این مدعا است. از اوایل دهه، ۱۹۹۰ رشد فزاینده تجارت جهانی، معرفی اصول اقتصادی بازار، بهبود استانداردهای زندگی در سراسر جهان، جهانی شدن فرهنگ رایج در عرصه کسب و کار و پیشرفت های جدید درحوزه فن آوری، امکان جهانی شدن خرده فروشی را فراهم کرد.

عامل دیگری که در تلفیق و جهانی شدن صنایع نقش داشت، به حد اشباع رسیدن خرده فروشان برجسته در بازارهای داخلی خود بود.

نه تنها خرده فروشان بزرگ تر شده اند بلکه بزرگ تر هم عمل می کنند و فعالیت های خودشان و سازمان هایی را که می خرند بر دستیابی به معیارهای کلان اقتصادی و انتقال دانش خود در سراسر جهان متمرکز می کنند.
این امر باعث افزایش سطح رقابت شده و در عین حال موجب خواهد شد که تنها قوی ترین شرکت ها در میدان باقی بماند. با توجه به اینکه تأمین منابع هم متمرکزتر شده، خرده فروشان از این موضوع مطلع شده اند که این امر نیازمند قیمت ها، شرایط و اصول بین المللی کاملا متفاوتی است.

وال مارت در صدر فهرست برترین خرده فروشان جهان قرار دارد. حجم فروش وال مارت تقریبا سه برابر میزان فروش کارفور فرانسه است که در رده دوم خرده فروشان برتر جهان قرار دارد.

از اواخر دهه ۱۹۸۰ خرده فروشان دارای فعالیت های جهانی، توانسته اند، سهم بزرگی از میزان فروش در جهان را به دست آورند.

در میان ۱۰۰ فروشگاه برتر جهان، تعداد شرکت هایی که در خارج از منطـقه جغـرافیایی خاستـگاه خود فعالیت می کنند، به ۵۲ درصد رسیده است. این رقم ۲۹ درصـد در سال ۱۹۸۶ و ۴۵ درصد در سال ۱۹۹۶ بوده است.
در خلال سال های گذشته، رشد وال مارت نیز به تدریج از بازار داخلی ایالات متحده به کشورهای دیگر گسترش یافته است. تا به امروز، بزرگ ترین خرده فروش جهان موفقیت خوبی را در کانادا، مکزیک و انگلستان کسب کرده هر چند که به لحاظ مالی شکست هایی را نیز در آلمان تجربه کرده بود. علیرغم روند کلی جهانی شدن، خرده فروشان برخی کشورها هرگز فراتر از مرزهای جغرافیایی کشور خود توسعه نیافته اند. به ویژه، با توجه به گستردگی اقتصاد آمریکا، خرده فروشان این کشور آنقدر فعالیت خوبی در کشورشان داشتند که به سراغ فعالیت در دیگر کشورها نرفتند. ضمن اینکه، چالش های متعددی پیش روی ورود به یک کشور جدید وجود دارد. این چالش ها عبارتند از تفاوت های فرهنگی و زبانی، مقررات گوناگون دولتی، شیوه های حسابرسی، روش های گمرکی و پیچیدگی های زنجیره عرضه.

بازارها
خرده فروشی کسب و کاری بزرگ است. فروش خرده فروشی در جهـان ۲/۷ میلیارد دلار برآورد شده است. در کشورهای توسعه یافته این صنعت به بلوغ رسیده و حتی رشد آن کند شده است. مثلا در ایالات متحده که بزرگترین بازار خرده فروشی جهان است، میانگین رشد فروش از ۶/۷ درصد در دهه ۱۹۸۰ و ۹/۹ درصد در دهـه ۱۹۷۰ به ۵/۱درصد در دهه ۱۹۹۰ سقوط کرد. این رشد بین سال های ۲۰۰۱-۲۰۰۵ به ۲/۶ درصد کاهش یافت. دستیابی به رشدی بالاتر از حد میانگین، نیازمند فعالیت و رقابت در دیگر حوزه ها است. از سوی دیگر، در اقتصادهای در حال ظهور که به سرعت نیز در حال رشد است، باید تقاضایی جدید و رو به رشد را ایجاد کرد. علیرغم نوسانات گسترده این کسب و کار، چشم انداز خوبی برای آینده آن به ویژه درکشورهای دارای وضعیت مساعد اقتصادی ترسیم شده است. البته، وقتی شرکت ها و خرده فروشان خارجی می خواهند وارد کشورهای دیگر شود، محدودیت هایی پیش روی توسعه آن ها وجود خواهد داشت. بنابراین، فرآیند جهانی شدن خرده فروشی، یک فرآیند تدریجی است و تنها از طریق تولید کنندگان کالاهای مصرفی حاصل نخواهد شد.
در کل دنیا، نهادهای سیاسی و اقتصادی، خرده فروشان را وادار می کنند تا با طیف گسترده ای از موقعیت ها و شرایط چالش برانگیز دست و پنجه نرم کنند. رکود اقتصادی در ایالات متحده عملا به سایر نقاط جهان هم اشاعه یافته است. اما کسب و کار الکترونیکی کمترشامل این رکود شده است. در عین حال، همواره ریسک های مالی و نا آرامی های اجتماعی در کشورهای در حال توسعه به ویژه جنوب شرق آسیا و آمریکای لاتین وجود دارند. بسیاری از کشورها همچون لهستان، تایلند و آرژانتین قوانینی را تصویب کرده یا در دست بررسی دارند که توسعه فروشگاه های بزرگ و این نوع سرمایه گذاری خارجی را محدود می کنند و حتی طرح هایی برای محدود کردن کار برخی از خرده فروشان دارند. هدف از این محدودیت ها، حمایت از مالکان کسب و کارهای کوچک و بومی بدون توجه به مزایایی است که مشتریان و مصرف کنندگان می توانند از حضور سرمایه گذاران خارجی و انتخاب محصولات ارزان تر آن ها به دست آورند.

اشتغال
در ایالات متحده، بخش خرده فروشی دومین کارفرمای بزرگ در میان بخش های مختلف محسوب می شود و نزدیک به ۱۸ درصد کل استخدام ها متعلق به این بخش است. این رقم در مورد بخش خدمات ۳۱ درصد است. بخش های دولتی و تولیدی در رده های بعدی قرار دارند و سهم آن ها به ترتیب ۱۶ و ۱۴ درصد است.
در انگلستان، بخش خرده فروشی بزرگترین کارفرما به شمار میرود و ۳۵ درصد کل کارکنان، در این بخش مشغول به کار هستند. فروشگاه های مواد غذایی همچون خواروبار فروشی ها و سوپرمارکت ها بالاترین سهم را دارند یعنی ۱۵ درصد. مجرا و کانال عمومی توزیع کالاها که شامل فروشگاه های بزرگ، مراکز بزرگ خرید، انبارها و دراگ استورها است، ۱۲ درصد سهم دارد.

در این بین، کمترین سهم متعلق به فروشگاه های عرضه مصالح ساختمانی و لوازم باغبانی است (۴ درصد.)
در مقایسه با دیگر بازارهای خرده فروشی همچون آلمان، انگلستان و کانادا، ایالات متحده بالاترین سهم اشتغال در بخش خرده فروشی را دارا است. برخی از بازارهای بزرگ خرده فروشی همچون ژاپن و مکزیک آمار خرده و عمده فروشی را تلفیق کرده و بنابراین نمی توان آن ها را با کشورهایی مقایسه کرد که فقط آمار بخش خرده فروشی خود را اعلام کرده اند.

مفاهیم و استراتژی های جدید

قالب ها و استراتژی هایی که خرده فروشان بر اساس آن ها فعالیت مـی کنند، در اکثر نقاط جهان به سرعت در حال تغییر و تحول هستند. این تغییرات ناشی از فن آوری ها، تغییر در الگوهای خرید مصرف کنندگان و موفقیت نوآوری های گوناگون است.

فن آوری باعث بزرگ تر و پیچیده تر شدن سازمان ها شده است.

رشد آمار زنان شاغل باعث کاهش زمان صرف شده برای خرید می شود، فروشگاه های بزرگ باید به گونه ای باشند که مشتری در یک مرتبه مراجعه، تمامی مایحتاج خود را تهیه کند. سوپرمارکت های بزرگ که مشتریان می توانند با یک بار مراجعه به آنها، کالاهای متعددی را بخرند، به یک قالب جهانی تبدیل شده اند. به علاوه، ارزشی که مشتریان برای این نوع فروشگاه های قائل هستند، تا حد زیادی هزینه تأسیس فروشگاه های کوچک را کاهش داده است. با توجه به اینکه صنعت خرده فروشی در بازارهای اشباع شده به بلوغ رسیده و حتی ظرفیت های مازاد پدیدار شده اند، خرده فروشان تلاش می کنند تا از طـریق استـراتژی های گوناگـون، دسـت به تنوع سازی بزنند و به جای تمرکز بر نام تجاری خود، بر برند و نام تجاری محصولات یا فروشگاه هایشان تمرکز کنند. آنها استراتژی های گوناگونی را در راستای رسیدن به این هدف و ارزش تدوین کرده اند.

فن آوری

مدیریت شرکت ها در صنعت خرده فروشی، به طور فزاینده ای متکی به فن آوری اطلاعات است. تمرکز فن آوری از اتوماسیون در دهه ۱۹۶۰ به تلفیق و تسهیل در کسب و کار الکترونیکی امروز تغییر کرده است. در خلال پنج سال گذشته، بخش اعظم سرمایه گذاری در حوزه فن آوری اطلاعات متمرکز بر تلفیق سیستم های داخلی سازمان ها بوده است.

انتظار می رود که مرحله بعدی تلفیق سیستم های زنجیره عرضه، مرتبط ساختن خرده فروشان و شرکای تجاری آن ها از طریق کسب و کار رو در رو و بازاریابی الکترونیکی باشد.

سیستم فروشگاهها همچنان تکامل خواهد یافت زیرا خرده فروشان فضای سخت افزاری و نرم افزاری بیشتری را فراهم خواهند آورد، سیستم های عامل جدید معرفی خواهند شد، امکان دستیابی به شبکه بیشتر خواهد شد و تواناییها وخدمات بی سیم نیز به طور روز افزونی گسترش پیدا خواهد کرد. فروش در محل کار یا زندگی مشتریان اهمیت فراوانی پیدا کرده است زیرا خرده فروشان به دنبال یافتن راه هایی جدید برای کاهش تردد و همچنین افزایش تجربه خرید مشتریان خود هستند.

در زمینه زنجیره توزیع، اینترنت جایگزین سیستم های پر هزینه قدیمی شده و امکان تعامل بیشتر میان مشتریان و طیف گسترده ای از فروشندگان را فراهم می آورد. ظهور کسب و کار الکترونیکی و فروشگاه های الکترونیکی خصوصی، نقش به مراتب مهم تری را در آینده ایفا خواهد کرد.

خرده فروشان باید بیش از پیش به سراغ سیستم های برنامه ریزی منابع کسب و کار بروند که توسط بسیاری از تولیدکنندگان انتخاب شده اند چرا که این امر عمدتا ناشی از کاربرد گسترده مجموعه های نرم افزاری است. ذخیره و انتشار داده ها به مهم ترین اولویت های سرمایه گذاری در بخش فن آوری اطلاعات تبدیل شده که این امر عمدتا ناشی از ماهیت غیرقابل تلفیق سیستم هایی است که امروزه اکثر خرده فروشان به کار می گیرند. دیگر اقدامات و ابتکارات موجود عبارتند از مدیریت روابـط با مشـتریان و استفاده از کانـال های ارتبـاطی چنـدمنظوره. هـدف از همه این سـرمایه گذاری ها، تقویت توانایی خرده فروشان برای تمایز قایل شدن میان خودشان و رقبا، افزایش میزان وفاداری مشتریانشان و کاهش هزینه های فعالیت هایشان از طریق مدیریت دقیق نیازهای مشتریانشان است.

تأثیر اینترنت

اقتصاد آینده شاهد حضور کسب و کارهایی است که نه جزء «اقتصاد قدیم» هستند و نه جزء «اقتصاد نوین» بلکه در واقع ترکیبی از هر دوی آن ها هستند. این کسب و کارها از فن آوری اقتصاد نوین به ویژه ماهیت و گستره یک محیط شبکه ای، در قبال برخی از فرصت های اثبات شده در اقتصاد قدیم از جمله تمرکز احیا شده بر مشتریان، زنجیره عرضه، افراد و رقبا برای دستیابی به فروش و سود استفاده خواهند کرد. در اقتصاد نوین، نوآوری حرف اول را می زند. تمرکز بر این نوآوری تنها محدودیت به فن آوری های جدید نیست بلکه کشف کاربردهای جدید از فن آوری های موجود را نیز شامل می شود. ارتقای فن آوری های خرده فروشی، یک گام اساسی در این عرصه است.

تجارت سه جانبه نامشهود

تجارت سه جانبه نامشهود

 

وجود فروشگاه های زنجیره ای در دنیای امروز جزء لاینفک جوامع شهری پیشرفته بوده که رشد و گسترش آن نیز در کشور ما و مخصوصا در کلان شهرها بسیار مشهود می باشد.

از این رو شرکت های نرم افزاری بسیاری اقدام به تولید نرم افزارهای مرتبط نمودند که برخی با اطلاعات و تحقیقات قبلی و برخی نیز به صورت هیجانی و به امید سودآوری فراوان و استفاده از آشفتگی های بازار طرح های خود را گسترش دادند.

برخی تخصصی به تولید نرم افزارهای فروشگاهی پرداختند؛ اما برخی علاوه بر محصولات نرم افزاری موفق قبلی خود، اقدام به تولید نرم افزارهای فروشگاهی کرده و بدون در نظر گرفتن ویژگی های صنعت خرده فروشی، تبلیغات و بازاریابی کردند؛ که به علت نوپا بودن صنعت فروشگاهی و عدم وجود علم و دانش بنیادین در میان بسیاری از سرمایه داران، صاحبان تجارت و مدیران فروشگاه ها و نگاهی سنتی به صنعتی مدرن، آبی گل آلود در مال ها و مراکز تجاری پر زرق و برق ایجاد کردند و باقی ماجرا قابل حدس است!

اما در این میان، برخی از فروشگاه های زنجیره ای نیز به علت عدم وجود راهکارهای نرم افزاری مناسب در کشور در زمان خود، اقدام به تشکیل تیم های نرم افزاری و تولید نرم افزارهای فروشگاهی برای تجارت خود نمودند که شاید در آن زمان تصمیم مناسبی بود. ولی میزان موفقیت ایشان پس از بهره برداری از نرم افزارها متفاوت بود.

این گونه پروژه ها بسیار زمانبر و پر فراز و نشیب بود؛ که در انتها، بسیاری از آنها با شکست مواجه شده و به سمت و سوی شرکت های نرم افزاری گرایش پیدا کرد.

شکست اینگونه پروژه ها با گذر از فازهای تحقیق، تحلیل، تولید، تست، پیاده سازی و توسعه، هزینه های زیادی در بر داشت که شکست آن منجر به هزینه های غیر بازگشت و گاه منجر به عقب گرد فروشگاه می شد.

اما ماجرا از جایی شروع شد که پروژه موفق شد؛ رفته رفته تکمیل شد و امتحان خودش را پس داد. در کنار مجموعه فروشگاهی، شرکت نرم افزاری تاسیس شد و تجارت دومی به نام فروش نرم افزار فروشگاهی ایجاد گشت.

تا اینجای داستان اتفاق بدی رخ نداده است. نرم افزار مناسبی تولید شده، شرکت نرم افزاری جدیدی ایجاد شده و اشتغال زایی خوبی نیز در کشور رقم خورده. ولی آب همچنان گل آلود است!

توضیح:

  • وقتی فروشگاهی اقدام به خرید نرم افزار می نماید و با شرکت تولید کننده نرم افزار پیمان می بندد یعنی کنترل تمام سرمایه خود را به نرم افزار خریداری شده سپرده است.
  • اطلاعات جمع شده در پایگاه داده نرم افزار بعد از مدتی بسیار ارزشمند بوده و قابلیت تحلیل پیدا می کند؛ تا جایی که می توان با تحلیل دقیق آن، سود آوری مجموعه فروشگاهی مشابه دیگری را تضمین نمود.

این اطلاعات شامل قیمت خرید، قیمت فروش، درصد سود، تامین کنندگان، اطلاعات مشتریان، پراکندگی های سنی، جغرافیایی، سلایق و … است.

 

خوب معادلات تکمیل شد!

وقتی فروشگاهی با اعتماد از شرکتی نرم افزار تهیه می کند که خود مالک فروشگاه های زنجیره ای است، نه تنها بابت خرید نرم افزار هزینه های زیادی پرداخت نموده بلکه تمامی اطلاعات ارزشمند خود را به رایگان در اختیار ایشان جهت تحلیل در مدل فروشگاهی خود و سودآوری های آتی قرارداده است.

 

فروشگاه داری + فروش نرم افزار + دستیابی به اطلاعات میلیاردی به صورت رایگان = تجارت سه جانبه

نویسنده: آرش عبدالشاهی

question