صفحه را انتخاب کنید
پیاده سازی روش مدیریت فروش از طریق تأمین کننده در نظام تامین

پیاده سازی روش مدیریت فروش از طریق تأمین کننده در نظام تامین

چکیده:
مدیریت زنجیره تأمین تلفیقی از فرآیندهای اصلی کسب و کار بین مصرف کننده نهایی و تأمین کننده است و از وظایفی نظیر تولید محصول، خدمات و اطلاعاتی که ارزش افزوده برای مشتری و ذینفعان به ارمغان میآورد، تشکیل یافته است. تحولات سریع اینترنتی، تغییرات چشمگیری در تعاریف مرسوم از سازنده ها، تأمین کننده ها و مصرف کننده ها ایجاد کرده است. رویکردهای جدید مدیریت زنجیره، سازماندهی زنجیره تامین را در قالب عناصر هوشمند هماهنگ موجب شده است. هدف این تحقیق، بررسی و شناسایی مدلیا مدل های مناسب سیستمهای زنجیره تأمین مشارکتی تأمین کنندگان و تولیدکنندگان در فروشگاههای شهروند است. در ابتدا کلیاتی درباره مدیریت زنجیره تأمین و ضرورت ایجاد و استفاده از زنجیره تأمین مشارکتی بیان میشود و در ادامه معرفی سیستم مدیریت موجودی توسط تأمین کننده  یا VMI (Vendor-managed inventory) و تشریح پارامترهای عملکرد مدیریت موجودی برای سنجش کارایی عملکرد سیستم VMI در برابر سیستمهای کششی- فشاری مرسوم، ارائه شده است. سپس به بررسی مزایا و چالشهای مدل پرداخته و راهکارهایی برای غلبه بر محدودیت ها ارائه شده و در نهایت مدل تکمیلی پیشنهاد شده که در راستای بهبود مدل قبلی گام برداشته است .

مقدمه:

بنگاه های خرده فروشی به عنوان یک بنگاه خدماتی برای بقاء و تدوام حیات خود باید نیازهای مشتریان خود را شناسایی کرده و آنها را برآورده سازند. اهداف کوتاه مدت مدیریت و ساماندهی زنجیره تامین شامل افزایش بهره وری، کاهش موجودی کالا و هزینه های مربوطه و کاهش زمان سیکل سفارش و عرضه کالا یا عمر محصول است.

یکی از مهمترین نکات و مسائلی که در این زمینه نقشی اساسی ایفا می نماید، نحوه تعامل و ارتباط شرکت با تامین کنندگان است. در این زمینه هرچه این ارتباط ساده تر، نزدیکتر و کاملتر باشد هزینه های تامین کالا در یک بنگاه اقتصادی همچون شرکت خرده فروشی کاهش می یابد. این وضعیت، یکی از مقدمات بسیار مهم بهبود بهره وری و افزایش سودآوری فروشگاه زنجیره ای است.
برای ساده سازی و تکمیل ارتباط تامین کننده و بنگاه ها بخصوص شرکت های خرده فروشی یا فروشگاههای زنجیره ای تابه حال برنامه های مختلفی اجرا شده و روش های مختلفی مدنظر قرار گرفته اند. یکی از این روش های بدیع که در ابتدا بوسیله فروشگاه های زنجیره ای والمارت مورد استفاده قرار گرفت، مدیریت موجودی توسط تامین کننده یا VMI است؛ این مهم فرایند موجودی و تامین کالادر زنجیره تامین را نشانه رفته است.

بیان مساله:

بنگاه های خرده فروشی به عنوان یک بنگاه خدماتی برای بقاء و تدوام حیات خود، باید نیازهای مشتریان خود را شناسایی و آنها را برآورده سازند. این موضوع هم سمت تقاضا و هم سمت عرضه زنجیره تامین را مورد توجه قرار میدهد. که میتوان آنرا در قالب باز پرسازی زنجیره تامین مورد توجه قرار داد.

خرده فروشان همواره با این موضوع که چگونه استراتژی های مدیریت موجودی کالای خود را به بهترین نحو در شبکه زنجیره تامین چند حلقه ای خود اداره کنند، مواجه هستند. رویکردهای کهن و قدیمی مدیریت موجودی غالباً عدم هماهنگی بین تقاضا و تامین را موجب می گردید. مطالعات نشان میدهد که بطور متوسط %۸,۲ از خریداران، نمی توانند آن کالایی را که می خواهند، در فروشگاه پیدا کنند. این کمبود ، %۶,۵ از فروش خرده فروشان را به خود اختصاص داده است. این در حالی است که برخی از این حوادث جبران می شوند و از وقوع آنها جلوگیری می شود، ولی با این حال خرده فروشان حدود %۳,۱ از فروش خود را از دست می دهند. لذا لزوم بازنگری این زنجیره برای خرده فروشان بسیار حائز اهمیت است. این امر فقط به خاطر سرمایه ای که موجودی کالا به خود اختصاص داده نیست، بلکه به لحاظ برآورده کردن نیاز مشتریان و افزایش رضایت آنها بسیار مهم و حیاتی است. همانطور که می‌دانید در فرآیند زنجیره تامین نکته قابل توجه؛ بحث هزینه های سفارشدهی، حمل و نقل، نگهداری و مدیریت موجودی است. لجستیک، تمامی مباحث مرتبط با جریان کالا در زنجیره تامین مانند: حمل و نقل، انبارداری، نگهداری و ذخیره مواد و کالا را دربر می گیرد و با توجه به گسترش و تمایل بنگاه ها به واگذاری این عملیات به بیرون از سازمان، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. برای بهینه سازی این عملیات و فعالیت ها از مدل های بهینه سازی آماری، حمل و نقل و… استفاده میشود.

بجز موارد فوق که بیشتر جنبه سخت افزاری زنجیره تامین و لجستیک را شامل می شوند، موضوعاتی نیز مطرح هستند که جنبه کارکردی و نرم افزاری دارند. موضوعاتی مثل پیشبینی و مدیریت موجودی که شامل تمام مدل های پیشبینی و نگهداری موجودی سنتی و متداول می باشند. در این حوزه برای مدیریت بهینه، افزایش کارائی و کاهش هزینه ها میتوان تدابیر خاصی اندیشید. واضح است که موجودی کم هزینه های ضمنی کمی به بار میآورد و وجود مازاد موجودی باعث افزایش هزینه های مختلف در مجموعه می شود. با حل مشکلات زنجیره تامین و در پیش گرفتن روشهائی که هزینه کمتری دارند، هزینه مدیریت سفارش و موجودی به راحتی قابل کاهش است.

اهداف پروژه:

این پروژه سعی دارد تا ابتدا فرآیند مدیریت موجودی توسط تامین کننده را شناسایی و با توجه به نقاط قوت و ضعف فرایند بازپرسازی شرکت خدماتی کالایی ، راهکارهایی برای بهبود و ارتقاء آن ارائه نماید. هدف اصـلی و پایـه ای کـاهش هزینـه هـای تامین کالا در فروشگاه ها از طریق کاهش هزینه های مدیریت سفارش و موجودی کالاست. اما لازم است با توجه به مزیت هایی که در ادامه مطرح میشود، این موضوع بررسی شود که آیا امکان پیاده سازی کامل آن در فروشگاه زنجیره ای ایران مانند اتکا و شهروند و … وجود دارد یا خیر؟ و اینکه چه راهکارهایی برای بهتر شدن امکانات مطرح است. یک نکته اساسـی دیگـر کـه لازم است مورد بررسی قرار گیرد تشخیص این موضوع است که این روش برای کدام کالاها مناسب است و اهداف اصلی این تحقیق شامل موارد ذیل است:

# آنالیز کردن قابلیت ها و مزایای روش VMI

# بررسی زیرساختها و امکانات لازم برای پیاده سازی روش VMI

# شناخت کمبودها و پیشنهاد ایجاد زیرساخت های لازم

چرخه تکامل مدیریت زنجیره تامین:

در دهه های ۱۹۵۰و ۱۹۶۰ تمرکز بیشتر تولیدکنندگان روی تولید انبوه با کمینه سازی هزینه تولیـد هـر واحـد بـه عنوان استراتژی عملیاتی اصلی بود. توسعه محصول جدید، به کندی صورت میگرفت و منحصراً متکی به تکنولوژی های خود سازمان و ظرفیت آن بود. عملیات گلوگاهی تولید با نگهداری موجودی اضافی یا بیشتر، متوازن شده و این امر خود متضمن سرمایه گذاری زیاد در موجودی کالای درجریان ساخت بود. به اشتراک گذاری تکنولوژی و تخصص با تأمین کنندگان یـا مشـتریان، غیرقابـل قبول بود و به نظر از ریسک بالایی برخـوردار بـود. در ایـن دوره تاکیـد نـاچیزی بـر شـراکت اسـتراتژیک و تعامـل خریـدار و تأمین کننده صورت میگرفت.

خرید، پشتیبان تولید به حساب میآید؛ اما مدیران توجه چندانی به موضوعات مربوط بـه خرید نداشتند. در دهـه ۱۹۷۰ برنامه‌ریزی منابع مواد اولیه معرفی شد و مدیران به تأثیر موجودی کالای در جریان ساخت بر هزینه تولید، کیفیـت محصـول، توسعه محصول جدید و زمان تحویل پی بردند. نتیجتاً مدیران جهت بهبود عملکرد سازمان خود به مفاهیم جدید مدیریت پنـاه آوردند.

تشدید رقابت جهانی، در دهه ۱۹۸۰ سازمان های “بین المللی و چند ملیتی” را به ارائه محصـولاتی بـا قیمـت پایین، کیفیت بالا، قابل اطمینان و انعطاف پذیری بالاتر در طراحی وادار نموده است. تولیدکنندگان از تولید بـه هنگام یا  JIT(just in time manufacturing) و دیگر ابتکارات مدیریتی بـرای بهبـود اثربخشـی تولید استفاده نمودند. در محیط تولیدJIT  تولیدکنندگان به اهمیت و منابع بالقوه حاصـل از شـراکت و تعامـل در روابـط خریدار- فروشنده پی بردند. مفهوم مدیریت زنجیره تامین هنگـامی بوجود آمد کـه تولیدکنندگان شراکت استراتژیک با تأمین کنندگان مستقیم خـود را تجربه نمودند. علاوه بر متخصصان تدارک، متخصصان زمینه لجستیک و حمل ونقل مفهوم مدیریت مـواد را یـک گـام بـه جلـو بردند و عملیات توزیع و حمل ونقل را نیز در آن جای داده اند. نهایتاً منجر به ایجاد مفهوم لجستیک یکپارچه شدند کـه بعنـوان مدیریت زنجیره تامین شناخته می شد.

تکامل  SCMدر دهه ۱۹۹۰ نیز ادامه یافت و سازمانها روش مدیریت منابع انسانی را با در نظر گـرفتن تـأمین کننـدگان استراتژیک و عملیات لجستیک در زنجیره تامین توسعه دادند. بدیهی است ساختارهای کهن و قدیمی، قابلیت پاسخگویی سـریع و بـرآورده سـازی نیازهـای متنـوع مشـتریان را نـدارد. درنتیجه شرکتها و بنگاههای اقتصادی برآن شده اند تا زنجیره تامین خود را بازنگری نمایند و آنـرا هماهنـگتـر و کارآمـدتر سازند، تا هم مشتریان از مزایای آن بهره ببرند و هم خود از این مزایا منتفع شوند و قابلیت انعطاف پذیری و پاسخگویی سریع به نیازهای بازار را تجربه نمایند.

مدیریت موجودی توسط تامین کننده:

مدیریت موجودی توسط عرضه کننده یک برنامه بازپرسازی پیوسته موجودی است که با اسـتفاده از تبـادل اطلاعـات بـین خرده فروش و تامین کننده، به تامین کننده این امکان را میدهد که سطح کالای مورد نظر را در فروشگاه یا انبار مدیریت کنـد.

در این روش، خرده فروش، فروشنده را با دادن اطلاعات مهم و ضروری برای برآوردن نیـاز و تقاضـای کـالایی مشـتری نهـایی پشتیبانی میکند و این امر تامین کننده را قادر میسازد که مقدار کالای تولیدی خود را بهتر و دقیقتر برآورد کند. انتقال اطلاعات بین تأمین کننده و توزیع کننده، در VMI الکترونیکی است. این مدل نسخه توسعه یافته روشهای تولید به موقع و هزینه های مبتنی بر فعالیت است که از تکنولوژی اطلاعات بهره میگیرد و ابزار مؤثری برای مدیریت موجودی هاست.

امروزه، با توجه بـه شـدت رقابـت سـازمانها، ظهـور سـازمانهای جهـانی و چنـدملیتی؛ تولیـد جهـانی و عرضـه منطقـهای، خرده فروشان نیز به تکاپو افتاده اند تا فرآیندهای زنجیره عرضه خود را بهینه سازی کنند تا هزینه های خویش را کاهش دهند. بدیهی است که مدیریت کارای زنجیره عرضه نیازمند انتقال سریع و دقیق اطلاعات زنجیره عرضه است. مـدیریت موجـودی توسط فروشنده جهت امکانپذیر نمودن این انتقال و همچنین امکان صرفه جوییهای بیشتر برای تأمین کننـدگان و مشـتریان، طراحی و توسعه یافته است.

اهمیت پیاده سازی VMI در زنجیره تامین:

رویکردهای کهن و قدیمی سفارش دهی غالبا عدم هماهنگی بین تقاضا و تامین را موجب میگردند در حالی که بنگاهها به خصوص خرده فروشان برای تداوم حیاتشان باید نیازهای مشتریان را بنحو کامل شناسایی کرده و آنهـا را بـرآورده سـازند. در نتیجه لزوم بازنگری در فرایند سفارشدهی و پیاده سازی فرآیندی کارآمد در زمینه مـدیریت موجـودی از نظـر خـرده فروشـان بسیار حائز اهمیت است. این امر نه تنها به خاطر صرفه جویی در وقت مهم است، بلکه به لحاظ کاهش چشـمگیـر در گـردش موجودی کالا نیز بسیار مهم و حیاتی است. میزان و توان بالقوه صرفه جویی هزینه های ناشی از موجودی را براحتی میتوان بوسیله مدلهای ساده آمـاری محاسـبه و برآورد کرده و اثرات آنرا شبیه سازی نموده و آنالیز حساسیت کرد. با این روشها میتوان اثـرات پیـاده سـازی روش VMI را درشرکت برای فرایندهای سفارشدهی و مدیریت موجودی مورد بررسی قرار داد. مفهوم VMI بیان میدارد که تامین کننده کالا بر سطح موجودی کالا در انبار و سطح فروش فروشگاه نظارت نماید. ایـن روش در عمل فرآیندی است که تامین کننده خود بر اساس اطلاعاتی که از توزیع کننده یا فروشگاه دریافت میکنـد، سـفارش کالا میدهد و نیز کالا را تامین میکند. برای این منظور لازم است به اطلاعـات فـروش فروشگاه دسترسـی داشـته و برسـطح فروش فروشگاه نیز نظارت داشته باشد. این نظارت به صورتهای مختلف فیزیکی و الکترونیکی ممکن است. در دوره های خاص تامین کننده با توجه به زمان و هزینه ها و… مقدار سفارش کالا برای فروشگاه را تعیین مینماید و مسـئولیت موجـودی انبـار و موجودی ذخیره شده در انبار فروشگاه و نیز تاخیر و عدم استمرار در عرضه کالا در فروشگاه را عهده دار است. این روش با توجه به مزایایی که داراست، برای اولین بار در اواخـر دهـه ،١٩٨٠توسـط فروشگاههای زنجیـرهای وال مـارت و شـرکت تولیـدی پروکتراندگمبل مورد استفاده قرار گرفت. برای موفقیت همکاری مراکز فروشگاهی و تامین کنندگان قابلیت دسترسی به موقع به اطلاعات فروش و موجودی سودمند و حیاتی است، شرکتهایی که در زنجیره تامین کالا تشریک مساعی دارنـد، نیـاز بـه ارتبـاط آزاد اطلاعـات دارنـد تـا بتواننـد خواسته ها، تواناییها و محدودیتهای خود را بیان وآشکار سازند.

مرور ادبیات:

ساختار مفهومی اولیه VMI توسط مگی (١٩۵٨۰) به این صورت مطـرح شـده اسـت: “چـه کسـی بایـد مسـؤولیت کنتـرل موجودیها را برعهده داشته باشد.” او در ارائه ساختار مفهومی برای طراحی یـک سیسـتم کنتـرل تولیـد، بوضـوح دربـاره ایـن استراتژی صحبت کرده است. وی بیان میکند که معمولاً بحثهایی وجود دارد مبنی بر اینکه چه کسی میبایسـتی موجودیهـا را کنترل بکند؟ نهاد فروش که موجودی انبار خود را مصرف میکند میبایستی عهده دار این مسئولیت شود؟ یا مسؤول عملیات تولیدی که موجودی انبار نهاد فروش را تأمین میکند، باید عهدهدار این مسؤولیت شود؟

احتمالاً هیچ پاسخی برای این سؤال وجود ندارد، چراکه خواسته هر دو گروه شامل مصرف کننده و تولیدکننده مشروع و معقول
است. مصرف کننده باید مطمئن باشد، ماده اولیهای را که به آن نیـاز دارد کـه بـرای شـرکتهای تولیـدی مـواد خـام و بـرای
فروشگاهها و خرده فروشیها کالاها میباشد، در زمان مناسب دریافت خواهد کرد و تولیدکننده نیز تلاش میکنـد کـه عمـل تامین بصورت اقتصادی انجام شود. در این رابطه مصرف کننده فارغ از مسئولیتها نیست، بلکه باید بیشترین و کمترین مقـدار نیاز خود را در بازه های زمانی مختلف اعلام کند. به محض اینکه این حدود، حد بالا و پایین تقاضا بـه عنـوان حـدودی قابـل قبول پذیرفته شدند، تأمین کننده مسئولیت مرتفع کردن تقاضا را طی این حدود خواهد داشت. هرچه مصرف کننده در چگونگی مصرف دستش بازتر باشد؛ بیانگر این مسأله است که نحوه تأمین موجودی انعطاف پذیری بیشتری دارد. بنابراین هـر دو طـرف کنترل موجودی، مسوول هستند. یکی حدود ذخیره کمترین و بیشـترین را تعیـین مـیکنـد و دیگـری مسـؤولیت کنتـرل موجودی را در حدود تعیین شده، بر عهده خواهد داشت. تعریف مگی از ، VMI یعنی “سیستمی که طی آن تأمین کننده موجودی خریـدار را کنتـرل مـیکنـد، تـا سـطح توافقی از پیش تعیین شده خدمات مشتری، ضمانت شود”، طی گذشت دهه ها تغییر محسوسی نکرده است. به گونه ای که ٣۵سال بعد از این تعریف، کاپاکینو١٩٩٣تعریف مشابهی بدین شـرح بـرای VMI ارائـه نمـود: “VMI برنامـه ای اسـت کـه در آن تأمین کننده سطح موجودی در انبارهای مشتریان را کنترل مـیکنـد و در مـورد جـایگزینی و تکمیـل آن احسـاس مسـئولیت میکند، درنتیجه تأمین کننده بجای اینکه منتظر سفارش جدید مشتری بماند، خود تصمیمات مـرتبط بـا مـدیریت موجـودی
مشتری و متعاقباً سیستم تولیدی خویش را میگیرد و همچنین در سال ،١٩٩۶ فاگل بدون نقض تعاریف قبلـی VMI و
با حفظ چارچوب مفهومی آن، تفسیری اینچنین از VMI ارائه نمود: ” VMIاساساً یک تفاهم نامه است، چراکه صـاحب کـالا،
کالای خود را به بخش دیگری یعنی مشتری، برای استفاده و یا فروش مجدد میدهد. این در حالیست که عواید فروش بعد از
فروش یا استفاده واقعی توسط مشتری به صاحب کالا منتقل خواهد شد. اما مفهوم VMI بصورت جدی در دهه ٩٠ توسعه یافت. کمپانی ها در تلاش برای بهبود زنجیره عرضه خود، به عنوان یک مزیت رقابتی، در قالب VMI بودند. این استراتژی علی الخصوص در بخش خواروبار از استقبال چشمگیری برخـوردار بـود که علت اصلی آن، موفقیت خرده فروشانی نظیر وال مارت بوده است.

داستان موفقیت آمیز بودن این سیستم همچنین بطور سنتی به والمارت و پروکتر و گمبل نسبت داده میشود. همکاری این دو شرکت در سال ١٩٨۵منجـر بـه افـزایش چشـمگیر تحویل های به موقع پروکتر وگمبل با نشان اختصاری  P&Gو همچنین افزایش فروش والمارت گردید. علاوه بر آن به عنـوان یکـی از عوامـلذ موفقیت آمیز، افزایش گردش موجودی هر دو شرکت همکار را به ثمر نشاند.
علاوه بر صنایع خرده فروشی، بسیاری از تولیدکنندگان عمده مواد شیمیایی هم به VMI روی آورده اند تا علاوه بر افـزایش کارایی زنجیره تامین خویش، روابط با تأمین کنندگان خود را هم بهبود دهند. شرکتهای با تکنولوژی بالا نظیر : هیولت- پاکارد، دل ،اس.تی میکرو الکترونیک هم به کمک VMI کارایی زنجیره تامین خود را افزایش داده و سطوح موجـودی و هزینـه هـای خویش را کاهش داده اند.

با این همه در زمینه،VMI کمبود و نقصان تحلیلهای اقتصادی، خصوصاً زیان اثرات آن بر بخشهای درگیر وجود دارد. بـه عنوان مثال، در حالیکه بحث تحویل در صنعت مراقبتهای پزشکی طی سالهای اخیرا از اهمیت بیشتری برخوردار شده اسـت، اما همچنان این سوال وجود دارد که “چه موقع” و “چگونه” تحویل میتواند اثربخش باشد. »جوهان تیان و هیو مینگ وی« در خصوص کنترل موجودی توسط فروشنده تحقیق مـوردی در صـنعت خواروبـار تـایوان انجام دادند. این تحقیق به اهمیت بهبود رقابت پذیری زنجیره عرضه از طریق اتحاد استراتژیک پرداخته است. تحقیق مـورد نظـر شراکت تأمین کننده- خرده فروش را به صورت یک سیستم VMI درنظر مـیگیـرد. خصوصـیات یـک سیسـتم VMI و رابطـه خرده فروش و تأمین کننده در جزئیات به همراه یک سوژه جهت آزمایش امور اجرایی چنین سیستمی در صـنعت خـرده فروشـی تایوان مورد بحث واقع شد. نتیجه مطالعه این بود که VMI نه تنها توانایی کاهش هزینه ها را دارد بلکه سطوح خدمات را بهبود می بخشد و فرصتهای تجاری برای هر دو عضو زنجیره عرضه فراهم میآورد. درنتیجه این سیسـتم موجـودی بـه عنـوان یکـی از سیستمهای اصلی اتحاد استراتژیک معرفی شده است.

گزیده ای از مقاله ” امکان سنجی پیاده سازی روش مدیریت فروش از طریق تأمین کننده در نظام تامین کالای فروشگاههای شهروند” – مریم دهقان ، بهروز کریمی

کالاهای تند مصرف | FMCG

کالاهای تند مصرف | FMCG

Fast-moving consumer goods (FMCG)  یا  consumer packaged goods (CPG) در فارسی معمولاً به «کالاهای تند مصرف» ترجمه می‌شود. در ساده‌ترین تعریف، کالاهای تند مصرف را کالاهایی می‌دانند که با سرعت بیشتر و قیمت فروش نسبتاً پایین فروخته می‌شوند. نوشیدنی‌ها، مواد شوینده، مکمل‌های غذایی و سایر محصولاتی که در داروخانه‌ها بدون نسخه عرضه می‌شوند، برخی از اسباب بازی‌ها و محصولات غذایی بسیاری از رستوران‌ها، نمونه‌هایی از کالاهای تندمصرف هستند.

معمولاً (اما نه همیشه) حاشیه سود فروش محصولات تند مصرف به نسبت سایر محصولات، خیلی زیاد نیست و سود تولیدکنندگان و توزیع کنندگان، از حجم بالای فروش تامین می‌شود.

امروزه، ظهور تکنولوژی‌های الکترونیک و محصولاتی نظیر موبایل‌ها، پخش‌ کننده‌هایMP3، دوربین‌های دیجیتال و …، مجموعه‌های جدیدی را به حوزه کالاهای تندمصرف افزوده است که گاهی از آنها با همان عنوان FMCG و گاهی به طور خاص از آنها تحت عنوان «کالاهای الکترونیکی تندمصرف» یا  FMCEمخفف(Fast Moving Consumer Electronics)  نام برده می‌شود.

همانطور که اشاره شد، مهمترین عامل در تعیین تندمصرف بودن محصولات، سرعت فروخته شدن آنها است. در بازاریابی اصطلاحی به نام Shelf Life وجود دارد که شاید بتوان آن را به «عمر فروشگاهی محصول» ترجمه کرد. تفاوت «عمر فروشگاهی محصول» و «عمر محصول» و «عمر مصرف» کاملاً مشخص است:

عمر فروشگاهی یک روزنامه، همانطور که از نامش پیداست، یک روز است. عمر مصرف آن، شاید نیم ساعت یا یک ساعت باشد. اما عمر آن به عنوان محصول، ممکن است دو یا چند روز باشد. بسیاری از مشتریان، روزنامه‌ها را بلافاصله پس از خرید دور نمی‌اندازند. بلکه چند روزی روی میز خانه یا محل کارشان می‌ماند و دیگران هم آن را نگاه می‌کنند.

عمر فروشگاهی یک دی وی دی فیلم، ممکن است چند هفته باشد. عمر مصرف آن، دو ساعت است، اما عمر آن به عنوان محصول، ممکن است یک تا دو سال باشد. این فیلم، در محیط خانه می‌ماند. دست به دست می‌شود و تا مدتی هم یکی از اعضای فعال آرشیو فیلم خانواده است تا به تدریج به فراموشی سپرده شود.

طبیعی است که کوتاه بودن عمر فروشگاهی محصول، گردش سریع کالا در انبار، درگیری ذهنی کمتر مشتری با کالا در هنگام خرید، شبکه‌های گسترده توزیع و تعداد دفعات بالای نیاز به خرید کالا، از جمله ویژگی‌ها و تبعات تندمصرف بودن یک کالا محسوب می‌شوند.

اکنون سوال مهم اینجاست که: مدیران و سایر فعالان در حوزه کالاهای تندمصرف، چه عواملی را برای موفقیت کسب و کار خود، در نظر می‌گیرند؟

متخصصین بازاریابی، صنعت کالاهای تند مصرف (FMCG) را یکی از بی وفاترین صنایع به لحاظ وفاداری مشتریان میدانند. اثبات این ادعا نیز سخت نیست؛ کافیست تلویزیون را روشن کنید و پیام‌های بازارگانی را مشاهده نمایید.۱۰۰ میلیون تومان برای یک نفر، سفر دوره دنیا یا ۱۰۰۰ سکه بهار آزادی برای ۱۰ برنده خوش شانس تنها نمونه‌هایی از تبلیغاتی است که این صنایع برای وادار نمودن (نمی گوییم تشویق!) مردم به خرید محصولاتشان می کنند و مردم خسته از تبلیغات یا بهتر بگوییم مردم قربانی بمباران تبلیغات روز به روز بی تفاوت تر از گذشته از کنار این هجمه تبلیغاتی می گذرند.

مقصدی تازه برای بیش از یک میلیون گردشگر جدید تهران

مقصدی تازه برای بیش از یک میلیون گردشگر جدید تهران

تهران شهر مراکز خرید می‌شود، باور ندارید؟ کافی است این بار در ترافیک کمی به دوروبرتان نگاه بیندازید کارگاه ساختمانی عظیمی را ببینید. به احتمال بسیار زیاد قرار است یک مرکز خرید شود. اما پیش از اینکه در هر خیابانی، یکی دو مرکز خرید بزرگ و کوچک، قارچ گونه سر برآسمان بساید، مردم برای همین مراکز خرید که ساخته شده اند هم سر و دست می‌شکنند. در مواردی حتی بسیار بیشتر از تصور!

یک میلیون و ۱۵۱ هزار گردشگر فرهنگی

به گزارش سرویس شهری پایتخت، نوروز امسال، با افزایش ۵۱ درصدی مسافرت ها به تهران، پای یک میلیون و ۱۵۱ هزار گردشگر فرهنگی به پایتخت باز شد و آن طور که استاندار تهران گفته بود، این روند افزایشی از دو سال قبل شروع شده و در این سال ها رشدی ۴۰ درصدی را برای ورود گردشگران به تهران رقم زده است. گردشگرانی که حالا تهران برای آن ها از یک پایتخت پر ترافیک و بی جاذبه، تبدیل به محل گشت و گذار شده است. جایی که می توان در آن به دیدار تاریخ رفت، مهمان طبیعت بود و در برج های امروزی اش قدم زد. تا یکی دو دهه قبل، تعداد قطب های تجاری- گردشگری تهران به ندرت به انگشتان یک دست می رسید. « مراکز خرید » پایتخت در مقابل مراکز خرید دبی، استانبول، یا حتی جزیره کیش حرف زیادی برای گفتن نداشتند. اما حالا تهران در هر گوشه اش صاحب مراکز خرید بزرگی است که می‌تواند ساعت ها شما را سرگرم کند و لذت ویترین گردی، خرید یا حتی استفاده کردن از امکانات تفریحی یک مرکز خرید مدرن ( از فضای بازی کودک گرفته تا سینما و فودکورت ) را به مشتریانش بدهد. یکی از تازه سـازترین مجتـمع های تجـاری تهـران امسـال رکـورد بازدیدهای نوروزی را از آن خود کرد. مجتمع تجاری کوروش، به عنوان یکی از معدود مراکز خریدی که آمار بازدیدهایش را منتشر کرده، اعلام کرد در نوروز امسال، نیم میلیون نفر از این مرکز بازدید کردند؛ به طور میانگین روزانه ۴۰هزار نفر.

دو جاذبه مدرن، در برابر ۹ جاذبه تاریخ

رقمی که مرکز خرید کوروش برای بازدیدکنندگان نوروزی اش اعلام کرده، با آمار بازدید کنندگان از برج میلاد برابری میکند. در پایان نوروز امسال روابط عمومی برج میلاد اعلام کرد که بیش از نیم میلیون نفر از معروفترین سازه مدرن پایتخت بازدید کرده اند و در برنامه های تفریحی و سرگرم کننده ای که در آن اجرا می شد، شرکت داشته اند. از سوی دیگر باید در نظر داشت مرکز خریدهایی همچون ارگ تجریش، پالادیوم، هروی، هایپراستار، دنیای نور، تیراژه (یک و دو) و سمرقند که خدماتی غیر از خرید مثل فود کورت، سینما و شهربازی هم ارائه می دهند، مشتری های فراوانی داشتند.
هرچند که آمار دقیقی از تعداد مراجعان این مکان ها منتشر نشده و یا مسئولان آن ها علاقه مند به ارائه نیستند. آمار بازدیدکنندگان فقط از دو سازه مدرن تفریحی (برج میلاد و مرکز خرید کوروش) در حالی به یک میلیون نفر می رسد که وضعیت بازدیدهای نوروزی از موزه های پایتخت چندان چنگی به دل نمی زند. در واقع کل بازدیدهای نوروزی از ۹ موزه و بنای تاریخی تهران، کمی بیشتر از ۸۰۰ هزار مورد بوده است که بیشترین آن در مجموعه سعدآباد و کمترین آن در موزه نقاشی پشت شیشه به ثبت رسیده است. در آمار تفکیکی که ستاد اجرایی خدمات سفرهای نوروزی منتشر کرده، سهم مجموعه فرهنگی سعدآباد ۴۴۸هزار بازدید کننده بود که به گفته مدیر روابط عمومی این مجموعه، یک رکورد منحصر به فرد به حساب می آید.

پاساژها؛ نماد مدرنیته در ایران

دکتر عباس کاظمی، عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران، یکی از اولین کسانی است که در ایران پدیده
پاساژگردی را مطالعه کرده است. او در بخشی از تز دکترای خود و همچنین در کتاب “پرسه زنی و زندگی روزمره ایرانی” می نویسد: در دنیـای امروز پاسـاژها و مراکز خریــد به بخش جدایی ناپــذیر از هویت شهـری تبدیل شـده اند به گونه ای که  چنین فضاهایی صرفا جنبه تجاری ندارند بلکه فضای فرهنگی و اجتماعی هم محسوب می شوند. تنها به دلیل وجود کافی شاپ و گیم نت و فست فودها نیست که پاساژها به مرکزی فراغتی و تفریحی تبدیل شده اند بلکه اساس نفس خرید در جامعه مدرن امری تفریحی شده است و ابعاد مختلفی از جمله چانه زدن، قدم زدن، صحبت کردن با دوستان و آشنا شدن با دوستانی جدید را شامل می شود. پاساژها و مراکز خرید مانند خیابان ها، فضای رویارویی با غریبه ها هستند. غریبه هایی که شخص با چشم های خود با آن ها تماس برقرار می کند و به لحاظ فیزیکی و بدنی با آن ها بسیار نزدیک است؛ بدون اینکه آن ها را مخاطب قرار دهد. در مراکز خرید فضای مشترک از در کنار هم بودن پدید میآید. جایی که امکان ارتباط متقابل اگر چه به ندرت رخ دهد اما وجود دارد. یعنی همان ویژگی های شهر در مراکز خرید نیز مشاهده میشود. البته این تفریح تنها مخصوص جوانان نیست. زنان و مردان میانسال و پیر هم ساعات زیادی از روز را چه داخل پاساژها و چه روی پله های ورودی مراکز خرید می گذرانند. بنابراین مراکز خرید، همانند سایر فضاهای مدرن، بخش جدایی ناپذیر زندگی شهری هستند. در ایران این مراکز نماد مدرنیته محسوب میشوند و فضاها و مراکز مدرن، بخش مهمی از قلمرو زندگی روزمره ً هستند: منطقا باید جماعت پاساژ رو را به دو دسته خریداران و مصرف کنندگان تقسیم کنیم. دسته اول، کسانی اند که برای خرید کالا به پاساژ میروند و دسته دوم، شامل افرادی میشوند که به دلایلی غیر از خرید، به پاساژ میروند. دسته اول، با استراتژی مراکز خرید همخوان هستند، اما دسته دوم، از مراکز خرید استفادهای
تاکتیکی میکنند. این شکل از مصرف در پاساژ، با پرسه زنی میتواند توضیح داده شود. پرسه زن، فردی است که از پاساژ، مصرف خاص خود را دارد. آنان خود را به رنگ خریدار استتار میکنند، اما به قول ِ حافظ، در خلوت خود «آن کار دیگر» میکنند. زنان بیشتر از مردان، خرید ویترینی میکنند؛ یعنی کالاهای پشت ویترین را میبینند و راجع به آن صحبت میکنند. قیمتها را میپرسند و گاهی لباسهای مورد علاقه شان را پرو میکنند و آن ها را میخرند. بنابراین پرسه‌زن لزوما به خرید نمی پردازد و از کسب اطلاعات راجع به قیمت اجناس، مدها و کالاهای جدید بیشتر لذت میبرد.

در بحث از مراکز خرید باید توجه داشت که با ظهور فروشگاه های بزرگ و مراکز خرید در ایران، زنان به نسبت گذشته، میتوانستند آزادانه هر زمان که اراده کنند به بهانه خرید از خانه خارج شوند؛ چنین حضوری در جامعه میتوانست بین کار مفید برای خانواده یعنی خرید، و فراغت یعنی گذران زمان برای فرد، در نوسان باشد. از اینرو مراکز خرید به عرصه‌ای برای کار زنان و هم به عرصه‌ای برای لذت آنان تبدیل شد. از سوی دیگر در مراکز خرید زنها کمتر احساس تنهایی در سیاحت و پرسه زنی در این مراکز میکنند. وجود همراه و قدم زدن در کنار زنان دیگر به معنای ایجاد نوعی حس جمعی مبتنی بر آشنایی و اشتراک است تا در آن زنان بتوانند تنهایی و اوقات فراغت خود را در جایی غیر از خانه پر کنند.

مراکز خرید که در تهران درحال ساخت هستند

گفته میشود شهرداری تهران مجوز ساخت بیش از صدمال و مگامال را در پایتخت داده است. مجوزهای متعددی که شهرداری برای ساخت مرکز خرید در مناطق مختلف شهر داده، نشان می دهد باید انتظار هجوم بیش از پیش گردشگران را داشت.

 

نوشته شده توسط فرا امتیاز

حرکت به سمت خرده فروشی دیجیتال

حرکت به سمت خرده فروشی دیجیتال

محیط های خرده فروشی همواره در حال تغییر هستند. در واقع فروشگاه های خرده فروشی در عصر حاضر، به سمت آنلاین شدن و بهره گیری از تکنولوژی دیجیتال می روند. یک راه جدید برای ارتباط با دنیای دیجیتال، استفاده از صفحه های نمایش لمسی (کیوسک تاچ) است.

این شیوه خرید و فروش در یک فروشگاه یا مرکز خرید موجب درگیر کردن افراد با محتوای دیجیتالی شده و باعث تداوم ارتباط مشتریان با نام تجاری شما می شود. استفاده از صفحه های نمایش لمسی در یک خرده فروشی موجب جذب و تحریک مشتریان به خرید می شود. تکنولوژی صفحه نمایش لمسی به سرعت جایگزین ماوس و صفحه کلید شده است. این شیوه از دید مشتریان و کاربران بسیار راحت تر و جذاب تر به نظر می رسد.

 

کیوسک های تاچ تعاملی

کیوسک های تعاملی از ابزارهای قدرتمند دنیای بازاریابی و برندینگ هستند. به وسیله کیوسک های تعاملی، شما می توانید به مشتریانتان نشان دهید که چه چیزی برای ارائه به آن ها دارید. کیوسک های تعاملی یک راه عالی برای فروشگاه شماست تا از هر لحظه برای گرفتن اطلاعات از مشتریان و ترغیب آن ها به خرید استفاده کنید. پلت فرم بازاریابی از طریق کیوسک، بسیار منظم و سازماندهی شده می باشد و امکان مقایسه محصولات را با کیفیت بالا برای مشتریان فراهم می کند. مشتریان می توانند نظرات افراد دیگر درباره محصولات را که در شبکه های اجتماعی همچون فیسبوک، توییتر و… انتشار یافته است، به راحتی مشاهده کنند و از این اطلاعات برای مقایسه محصولات با یکدیگر و تصمیـم گیری خرید بهره ببرند. کیوسک های تعاملی با ارائه محتوای بصری چشم نواز و ایجاد تجربه تعاملی برای کاربران، نقش مهمی را در برند سازی ایفا می کنند.

کیوسک های تاچ سلف سرویس می توانند در ساخت یک برند منحصر به فرد و جذاب، کمک کننده باشند. ارائه محتوای دیجیتالی، نرخ تعاملات با مشتریان را افزایش می دهد و میان برند سازی و ایجاد تجربه بهتر مشتری، ارتباط برقرار می کند. سیستم کیوسک تاچ این اطمینان را به کسب و کارها می دهد که برند آن ها به شیوه ای جذاب به مشتریان ابلاغ شده است. کیوسک ها یک پلت فرم بازاریابی برای برند کسب و کارها هستند. کیوسک های تعاملی به وسیله ارتباط مستقیم با مشتریان، درگیری ذهنی افراد با برند ها را افزایش می دهند. فروش سخت یک تاکتیک قدیمی از مد افتاده است و می توان آن را با خیال راحت کنار گذاشت. فروشندگان امروز، نیازمند یک رویکرد جدید برای ارتباط با مصرف کنندگان هستند. ابزارهای جدید فروش همراه با نگرش درست و تکنولوژی ایده آل به آن ها کمک خواهد کرد تا موفق تر عمل نمایند. روند فروش کلاسیک، تاکتیک ها و تکنولوژی مورد استفاده کارکنان نیازمند تغییر به یک مدل جدید می باشد. امروزه مصرف کنندگان به تعداد زیادی از منابع آموزشی از طریق رایانه های شخصی و دستگاه های تلفن همراه شان، دسترسی دارند. افراد به فروشگاه مراجعه می کنند زیرا آن ها تمایل به خرید دارند و احتمال خرید در آن ها بسیار بالاست. افراد از زمانی که وارد فروشگاه می شوند در حال بررسی و تحقیق در ارتباط با محصولات هستند. نقش جدید کارکنان برای هدایت خریداران این است که با خریداران بیشتر تعامل برقرار کنند و هر گونه سوال و شک و تردید در ارتباط با محصولات را از بین ببرند و خریداران را برای تصمیم نهایی خرید تشویق نمایند. در عین حال کارکنان و فروشندگان باید مواظب باشند که نظر و حق انتخاب مشتری را در نظر بگیرند و نظرات خود را بر خریداران تحمیل نکنند.

یکی از تکنولوژی های جدیدی که فروشندگان در سراسر دنیا امروزه از آن استفاده می کنند، کیوسک تاچ سلف سرویس می باشد. کیوسک های تعاملی این اجازه را به خریداران می دهند که به تنهایی بتوانند محصولات برند مورد نظرشان را بررسی و انتخاب نمایند. کیوسک های دارای صفحه نمایش لمسی با استفاده از تصاویر و ویدئوهای با کیفیت بالا، خریداران را در بررسی و انتخاب محصولات یک برند برای خرید کمک می کنند. اپلیکیشن کیوسک برای استفاده توسط مصرف کنندگان بسیار ساده است و خریداران می توانند بدون نیاز به راهنمای کارکنان از امکانات کیوسک های لمسی استفاده کنند. کاربران کیوسک همچنین می توانند پس از بررسی و انتخاب محصول مورد نظرشان، فرآیند خرید و پرداخت وجه را نیز از طریق کیوسک انجام دهند. استفاده از سیستم های دیجیتال یکپارچه موجب می شود بسیاری از کارها به صورت خودکار انجام شود و از کاغذ بازی و اتلاف وقت کاسته می شود. استفاده از تکنولوژی های دیجیتال و تعاملی هم به نفع صاحبان کسب و کارهاست و هم پاسخگوی انتظارات و نیازهای مصرف کنندگان و مشتریان می باشد.

فروش مشتری محور از طریق کیوسک های هوشمند

امروزه، مشتریان می خواهند روش های جدید را برای خرید کردن تجربه کنند. کیوسک تاچ تعاملی یک روش استثنایی برای انجام این کار است. کیوسک های دارای صفحه نمایش لمسی یک رویکرد مدرن جهت خرید و فروش را ارائه می دهند. به جای تلاش برای جلوگیری از ابتکار عمل مشتریان، صاحبان کسب و کار باید با استفاده از ابزار تکنولوژی، مشتریان را به فعالیت و تعامل بیشتر تشویق کنند. ارتباط و تعامل بیشتر با مشتریان بر روند فروش تاثیر چشمگیری دارد. کیوسک های تعاملی هم زمان با برقراری ارتباط با مشتریان، استقلال خرید مشتریان را نیز حفظ می کنند و مشتریان می توانند مستقل و بدون حضور فروشنده، خرید خود را انجام دهند.

ارائه اطلاعات به مشتریان

امروزه مشتریان تمایل دارند قبل از خرید محصول مورد نظرشان، اطلاعاتی را درباره آن محصول کسب نمایند و آن محصول را با محصولات مشابه اش مقایسه نمایند. کیوسک های سلف سرویس، اطلاعات جامعی را درباره انواع محصولات و کارکردها و مزایای آن ها در اختیار مشتریان قرار می دهند. اطلاعاتی که از طریق کیوسک نمایش داده می شود، دارای کیفیت و گرافیک بالا است و در آن از تصاویر جذاب و فیلم های با کیفیت هم استفاده شده است. چنین اطلاعاتی، در ذهن مشتریان، ماندنی تر است و بیشتر مورد اعتماد آن ها است.

جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل

کیوسک هوشمند یکی از بهترین و دقیق ترین ابزار بازاریابی برای جمع آوری اطلاعات مشتریان است. تکنولوژی کیوسک تاچ به صاحبان کسب و کار کمک می کند تا بتوانند نیازها و خواسته های مشتریان شان را بهتر بشناسند و بتوانند در آینده، خدمات و محصولات مورد نیاز و مورد علاقه آن ها را ارائه دهند.

شکل گیری ارتباطات قوی و وفاداری مشتریان

یک کیوسک هوشمند، نه تنها یک ابزار اطلاعاتی قوی در خرده فروشی ها است، بلکه یک ابزار مهم برای برقراری ارتباطات پایدارتر میان مشتریان و صاحبان کسب و کار است. صاحبان کسب و کار می توانند از مشتریان شان بخواهند
که انتقادات و پیشنهادات خود را مطرح کنند، فیلم ها و تصاویر موجود در صفحه نمایش کیوسک را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارند، و…

 تعاملات میان مشتریان و صاحبان کسب و کار از یک طرف به تقویت برند کسب و کار مورد نظر کمک می کند و از طرفی دیگر منجر به شکل گیری تجربه خوب خرید در ذهن مشتریان می شود.

انواع محتوا در کیوسک های تاچ هوشمند

انواع مختلفی از محتوا وجود دارد که می تواند تاثیر بزرگی بر نمایش از طریق کیوسک های خرده فروشی داشته باشد.
خرده فروشان برای حفظ کسب و کار خود در صنعت میبایست خریداران را علاقه مند به خرید نمایند و برای برند کسب و کارشان اعتماد سازی نمایند. کیوسک های تاچ سلف سرویس با صفحه نمایش بزرگ و محتوای جذاب می توانند در جلب توجه خریداران تاثیر به سزایی داشته باشند. کیوسک های خرده فروشی با ارائه اطلاعات جالب و سرگرم کننده
می توانند ارتباط خوبی را با مشتریان برقرار کنند. انواع مختلفی از محتوا می تواند از طریق کیوسک خرده فروشی به نمایش گذاشته شود.

در ادامه این مطلب به چندین نوع محتوا اشاره خواهیم کرد:

توصیف محصول به صورت تعاملی

خریداران می توانند تمام محصولات خرده فروشی را از طریق صفحه نمایش لمسی کیوسک مشاهده کنند. خریداران می توانند به راحتی با محصولات تعامل برقرار کنند و تمام مزایا و کاربردهای محصول را از طریق صفحه نمایش ببینند. قطعا شرح محصولات به صورت تعاملی و بصری تاثیر بیشتری از شرح کلامی محصولات دارد.

فیلم ( ویدئو) با کیفیت بالا

مصرف کنندگان معمولا به واسطه دستگاه های هوشمند، دسترسی زیادی به ویدئو ها و فیلم های یک برند دارند. مصرف کنندگان به دیدن این ویدئو ها علاقه نشان می دهند پس چه بهتر که این فیلم ها و ویدئو های جذاب از طریق کیوسک خرده فروشی و با صفحه نمایش بزرگ پخش شود. قطعا تاثیر بسیاری در جلب توجه و جذب خریداران خواهد داشت. استفاده از محتوای ویدئویی با کیفیت و خلاقانه، مشتریان را بیشتر به خریدن محصولات ترغیب خواهد کرد.

تصاویر متحرک و پویا

کسب و کارها می توانند برای معرفی محصولات خود از تصاویر متحرک و پویا استفاده کنند. تصاویر متحرک و با کیفیت زمانی که از یک صفحه نمایش بزرگ پخش شوند، توجه خریداران بیشتر را به خود جلب خواهند کرد و آن ها بیشتر به خریدن محصولات ترغیب می شوند. همچنین، از آنجایی که هیچ جایی در یک فروشگاه وجود ندارد که تمام خطوط تولید و محصولات یک شرکت را به صورت یکجا به نمایش بگذارد، به جایگزین هایی نیازمند است. کیوسک های هوشمنـد با فراهم آوردن گالری عظیمـی از تصـاویر که مشتـریان می توانند با حرکات بصری بر روی صفحه نمایش های بزرگ، آنها را مرور کنند، این امکان را به وجود می آورند. در نتیجه مشتریان می توانند از طریق مقایسه هایی که انجام می دهند اطلاعات لازم را از گالری تصاویر کیوسک های هوشمند جمع آوری کنند.

انواع محتوا در کیوسک های تاچ هوشمند

انواع مختلفی از محتوا وجود دارد که می تواند تاثیر بزرگی بر نمایش از طریق کیوسک های خرده فروشی داشته باشد. خرده فروشان برای حفظ کسب و کار خود در صنعت بایستی خریداران را علاقه مند به خرید نمایند و برای برند کسب و کارشان اعتماد سازی نمایند. کیوسک های تاچ سلف سرویس با صفحه نمایش بزرگ و محتوای جذاب می توانند در جلب توجه خریداران تاثیر به سزایی داشته باشند. کیوسک های خرده فروشی با ارائه اطلاعات جالب و سرگرم کننده می توانند ارتباط خوبی را با مشتریان برقرار کنند. انواع مختلفی از محتوا می تواند از طریق کیوسک خرده فروشی به نمایش گذاشته شود. علاوه بر آنچه گفته شد دو نوع محتوای دیگر قابلیت نمایش درآمدن در این کیوسک ها را دارند.

داشبورد های مفید

هنگامی که خریداران به کیوسک مراجعه می کنند، استفاده از کیوسک باید کاربران کیوسک را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین آیتم هایی باید مد نظر قرار بگیرد که خریداران را به حفظ تعامل با کیوسک، متقاعد کند. اپلیکیشن کیوسک باید اطلاعات جامع و مرتبط و به روز را در اختیار کاربران قرار دهد. اگه خریداران احساس کنند اطلاعات کیوسک به درد آن ها نمی خورد و آپدیت نیست و یا کار کردن با اپلیکیشن کیوسک برای آنها دشوار است، از برقراری ارتباط و تعامل با کیوسک خود داری خواهند کرد. ( اطلاعاتی از قبیل وضعیت آب و هوا، آخرین تغییرات بازار سهام و…)

محافظ صفحه نمایش فریبنده

زمانی که هیچ کاربری در حال استفاده از کیوسک نیست، برخی از موارد بالا، مثل تصاویر و کلیپ های ویدئویی، می توانند بعنوان محافظ صفحه نمایش به کار گرفته شوند. در حالی که حفظ توجه کاربران مهم است، اما چیزی که در مرحله اول ضروری به نظر می رسد، جلب توجه افراد است. این کاریست که یک محافظ صفحه بزرگ با نشان دادن جذابیت و تعاملی بودن کیوسک، با نشان دادن تبلیغات مربوط به برندهای فروشگاه یا تخفیف انجام می دهد و مشتریان را به بازدید و بررسی دستگاه کیوسک دعوت می کند. در کل، امروزه یک فروشگاه خرده فروشی برای ماندن در صحن رقابت، نیازمند برنامه ریزی و تلاش بسیار است. کیوسک های خرده فروشی با ارائه چندین نقشی می توانند کمک های قابل توجهی به صاحبان کسب و کار بکنند. خرده فروشان می توانند از طریق کیوسک های هوشمند تعاملی، میان مشتریان مسابقه برگزار کنند، از طریق کیوسک پرسش و پاسخ انجام دهند و در نهایت میان مشتریانشان قرعه کشی برگزار کنند و به برندگان جایزه دهند. صاحبان خرده فروشی ها می توانند از طریق کیوسک های هوشمند، به حفظ و گسترش برند خود کمک کنند و باعث جذب حفظ مشتریان وفادار شوند.

question